پارت پنجاه و یک :

آلبوم عکس‌های عروسی‌شان را باز کرد و نگاهش را روی آن‌ها گرداند. نه خودش خوشحال بود و نه حتی میکائیل! توی هیچ کدام از عکس‌ها هیچ کدامشان لبخندی به لب نداشتند. میکائیل که می‌گفت دوستش دارد پس چرا حداقل او خوشحال نبود؟
فکر اینکه آن شب از میکائیل دعوت کرد توی اتاقشان بخوابد و او نیامد از خجالت تنش را داغ می‌کرد! حالا که آن مرد او را نپذیرفته بود احساس می‌کرد کار خیلی بدی کرده است. آلبو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۳۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • بنفش علی

    0

    چقد من ترکیه و زبانش و همچیش دوس دارم 🥲

    ۷ ماه پیش
  • محدثه

    1

    میکاییل بد جور داره حواسمو از سهند پرت میکنه 😂 راستی ستایش چرا انقد با میکاییل داره نرمش میکنهههه چه معنیییی دارههه🙁😁

    ۷ ماه پیش
  • asall

    0

    جدی نگران بودم میکاییل ناکام رفته باشه😂😭😭

    ۱۱ ماه پیش
  • Roghayyeh

    0

    سورن بالام اینم خفت کرد

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    هر جایی که جنایتی باشه اولین مضنون سورنه🤣

    ۲ سال پیش
  • Roghayyeh

    0

    فقط کم مونده مثل امیر سام پاکتی چیزی از خودش به جا بزاره

    ۲ سال پیش
  • Setareh

    0

    چقد میکائیل مرد محترمیه😍🥰شخصیتش رو دوست دارم این احترامی که به ستایش میزاره واقعا عالیه👌 کشته شدن وکیل یعنی کار سورن و میکائیله؟🤔

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    بله کار سورنه و میکائیل هم همراهش بوده

    ۲ سال پیش
  • هدی

    0

    نکنه ویولت کشته؟😬

    ۲ سال پیش
  • سهیل

    0

    نه ..نعیمی رو کشته وکیل پدر سهند

    ۲ سال پیش
  • Zahra

    0

    آزاده هانیم بیا یکم کمتر این بچه رو اذیت کن🙏

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    زهرا هانیم من فقط نگارنده‌ام. هیچ کاره‌ام😂بخدا که سرم درد گرفت انقدر پادرمیونی این دوتا رو می‌کنم و فایده نداره🙁

    ۲ سال پیش
  • ر

    0

    کار کاره خود سورن نسناس هست.برا ولی عهدی سهند بیچاره رو ول نمیکنه این نسناس بدم میاد ازش 😡

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    از خشم همایونفرها نمی‌ترسی؟

    ۲ سال پیش
  • سحر

    0

    چرا من فکر میکنم کار ویولته

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ای ویولت ور پریده....

    ۲ سال پیش
  • نهال

    1

    ایقد دلم میخواد زودتر بفهمم سورن واسه چی ایقد از سهند متنفره که بخاطر ارث بهش نرسه ادم میکشه..سورنِ بَد

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    در حدی که می‌خواد سرررر به تنش نباشههههه

    ۲ سال پیش
  • سهیل

    2

    بازم همایونفرها؟؟؟ 😐😐😐😐

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اختیار داری عزیزم معلومه که بازم همایونفرها😂😂😂

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    0

    تو ترکیه هم آدم میکشی؟متوقف نمیشی😒

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سیرمونی نداره

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    0

    سورن همش باید ملتو بکشی تو پسر ،این چکاریه آخه!بده عیبه😁

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اینجا باید نقی‌طور بگم: عه!🤣🤣

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اینجا باید نقی‌طور بگم: عه!🤣🤣

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    نکنه کارمکائیل سورن ازش خواسته اونوبکشه یا کازویلوث

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اوه اوه... واقعا نکنه!🤔

    ۲ سال پیش
  • moon

    3

    ممکنه کشته شده باشه و خود کشی صحنه سازی بوده باشه ؟؟؟؟

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آیا ممکنه؟

    ۲ سال پیش
کپی شد!